احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

13

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

نوشته‌اند : « و بعد از فراغت دعبل از خواندن قصيده ، حضرت رضا ( ع ) برخاست و دعبل را امر كرد كه از مكان خود برنخيزد . آن جناب به همراه خادم خود داخل خانه شد و بعد از يك ساعت خادم بيرون آمد و صد دينار سكه كه به نام حضرت رضا ( ع ) ضرب شده بود ، بياورد و نزد دعبل به زمين گذاشت و به دعبل گفت : مولاى من مىفرمايد : اين زر از براى نفقهء تست و در مخارج خود صرف كن . دعبل گفت : به خدا قسم كه من از براى مال دنيا نيامده‌ام و اين قصيده را به طمع اينكه حضرت رضا ( ع ) به من صله عطا كند نسروده‌ام . او سپس هميان زر را رد كرد و جامه‌اى از جامه‌هاى حضرت رضا ( ع ) را خواهش كرد كه به آن تبرّك جويد و خود را مشرّف كند . پس حضرت رضا ( ع ) يك طاقه جبهء خز با هميان زر به او عطا كرد » 5679845 خ 0 6 خ . بدين سان ، ادب و شعر شيعى بر اثر تشويق اين بزرگواران رشد كرد و اين تشويق چنان نبود كه شاعران را به محفلى بكشانند يا آنان به طمع زر و سيم دنيا در جستجوى آن پيشوايان گرانقدر برآيند ، بلكه شاعران شيعى ستايشگران تقوا و فضيلت بودند و چنان كه ديديم ، هرگز چشمداشت مادى نداشتند . شاعران مؤمن و وابسته به مكتب فضيلت اهل البيت هميشه مدافع حق و مدّاح حقيقت و فريادگر و زبان گوياى محرومان و مظلومان بودند . بدين جهت اشعارشان در دل و جان مردم اثر مىكرد . گرچه زورمندان دنيا پرست و قدرت طلب خواستند زبان گوياى آنها را خاموش كنند ولى هرگز نتوانستند از جوشش عقيده و فيضان زلال محبت اين پاك سيرتان نسبت به رسول اكرم ( ص ) و خاندان پاكش جلوگيرى نمايند . بارى ، ساختن مراثى و سرودن قصايد در مناقب اهل بيت از امور عادى شاعران شيعى مذهب است كه از ديرباز معمول بوده ؛ زيرا شيعيان براى تبليغ عقايد خويش شيوه‌هايى اختيار كردند كه علاوه بر نتيجهء كلى و نهايى به حفظ مدايح و مناقب هم كمك شايانى كرد : « يكى از طرقى را كه شيعه پس از كسب قوت براى نشر مذهب خود انتخاب كرده بودند ، استفاده از مناقب خوانان يا « مناقبيان » بود . مناقبيان از دورهء آل بويه در طبرستان و بعضى از نواحى عراق سرگرم كار بودند و قصايدى را در مدح حضرت على ( ع ) و ساير ائمه اطهار عليهم السلام در كوى و برزن و بازار مىخواندند و در قرن ششم بيشتر از اشعار قوامى رازى انتخاب مىكردند » ( دكتر